شنیده میشود بودجه شهرداری نهاوند امسال 34 میلیارد تومان پیشنهاد شده است------ساختمان دخانیات با حکم دادستانی تخریب می شود------خبرنگاران نهاوند از زحمات فرماندار تقدیر کردند---------ضوابط ساخت و ساز در نهاوند رعایت نمی شود ---------
 

این روزها دغدغه اصلی انتخابات وقت اضافه بعد از دقیقه ۹۰ است. بعد از مناظره سوم احتمال تعیین سرنوشت انتخابات در دور دوم بالا رفته است. برخی از پائین جدول صعود کردند. برخی درجا زدند و برخی هم نشست کردند. اگر انتخابات دو قطبی شود چه:


اتفاقی می افتد؟ پاسخ این سوال از نگاه شورای سیاسی الف در صبحانه امروز آمده است. شما هم تحلیل کنید.

فرض اول؛ سی دی قرمز و اطلاعات سیاه
فرض اول این است که جریان احمدی نژاد لوح رایانه ای قرمز رنگ را منتشر سازد. سی دی معروفی که انحرافی ها مدعی هستند اگر منتشر شود قالیباف باید عطای قدرت را به لقایش ببخشد. شایعه توزیع سی دی قرمز که گفته می شود حاوی اطلاعات سیاه درباره قالیباف است. هشدار آیت الله خاتمی در نماز جمعه تهران نسبت به چنین اقدامی، ماجرای سی دی قرمز را رنگی تر کرده است. پیش از این بی بی سی نیز توزیع این لوح داغ را پیش بینی کرده بود.

فرض کنیم که این سی دی توزیع شود و رای قالیباف شکسته شود. در این صورت باید گفت که روحانی و جلیلی به احتمال زیاد به دور دوم می روند. اما در چنین صورتی در دور دوم چه اتفاقی خواهد افتاد؟

اصولگرایان در چنین شرایطی به نام جلیلی می رسند؛ برخلاف میل باطنی بر وی اجماع می کنند. احتمال دارد احمدی نژاد و جریان انحرافی نیز بعد از پخش سی دی قرمز کمر به حمایت از جلیلی ببندند. احتمال توزیع اطلاعات قرمز رنگ توسط دولتی ها ناشی از کینه تاریخی از قالیباف است. در دوقطبی روحانی –جلیلی سراغ روحانی نمی روند چون احتمال خانه تکانی گسترده را در بدنه دولت می دهند. امید به ماندن شان در بدنه قدرت، با حضو جلیلی بیشتر است. اما اشتباه می کنند. هر دودی از کباب نیست.
اصلاح طلبان نیز بر روحانی اجماع می کنند. با این حال پیروزی روحانی تنها و تنها منوط به این است که بتواند آرای خاکستری را در دور دوم پای صندوق بیاورد.

توانائی روحانی برای ایجاد چنین حماسه ای در بدنه اصلاحات ضعیف است. تحریمی ها رشد دارند. سابقه اصولگرائی و عضویت روحانی در جامعه روحانیت نیز فرصت یارگیری و خروش به او نمی دهد.
از طرفی در دوقطبی جلیلی-روحانی بسیاری از سازمان رای های مدنی و غیرمدنی نیز به نفع جلیلی فعال می شوند. حرکت های تبلیغاتی گسترده در سطح خیابان و مانور پروار ساختن آرای جلیلی کار را برای روحانی سخت می کند.

روحانی خیلی باید انرژی صرف کند تا از طریق آرای موثر اصلاح طلبان که همان جوانان و "جان فداها" های بدنه اصلاح طلب هستند یارای مقاومت کسب کند. روحانی برای اصلاح طلبان از "درد لاعلاجی" است.

اما احتمال افشاگری ویکی لیکس قالیباف خیلی بعید است. علت هم این است که اولا تیم دولت بارها نشان داده است که بیش از آنکه عمل کند، بلوف می زند. دوم اینکه احمدی نژاد بعد از دیدار چند هفته پیش با رهبری کاملا منفعل شده است. حرفهائی شنیده است که ترجیح می دهد این ایام را در سایه آرامش سپری کند. سوم هم این است که با فرض توزیع اطلاعات سیاه و سی دی قرمز، زمان کافی برای شکستن آرای قالیباف وجود نخواهد داشت.

فرض دوم؛ دوقطبی مشهدی ها
فرض دوم این است که رقابت جلیلی و قالیباف به راند دوم انتخابات کشیده شود. پیش از مناظره سوم، قالیباف در نظرسنجی ها اول و ولایتی دوم و جلیلی سوم و مجموع آرای روحانی و عارف چهارم بود.بعد از مناظره جلیلی رشد کرد. ولایتی نیز کمی عقب نشسته است. از طرفی فرض می شود که روحانی بدلیل سابقه خود و عدم اقبال جوانان اصلاح طلب به وی و اصرار عارف برای ماندن، قدرت عرض اندام نیابد. البته عارف کنار می گیرد؛ با این حال فرض شده است.

در چنین صورتی دوقطبی مشهدی ها در دور دوم شکل می گیرد. قالیباف و جلیلی رو در رو می شوند. فضای تبلیغات تند می شود. اظهار نظر ها صریح می شود. بخشی از آرا همراه با نامزدها به دور دوم می آید. برخی نیز در دور دوم پای صندوق نمی آیندو ترجیح می دهند در همان دور اول حماسه ساز باشند. بخشی از آرا نیز سرگردان است و تکلیفش در دور دوم مشخص می شود.

تحلیل آرای سرگردان در این بخش بسیار مهم است.
با رفتن جلیلی و قالیباف به دور دوم، آرای حداد عادل دو بخش می شود. بخشی به خاطر سابقه ائتلاف نافرجام پیشرفت، از حداد جدا شده و سمت قالیباف می رود. بخشی نیز به دلیل گفتمان نزدیک حدادعادل با جلیلی، سمت جلیلی خواهد رفت. نسبت این تقسیم رای، قابل برآورد نیست. نحوه رقابت ایندو در دور دوم نشان می دهد که آرای حدادعادل به چه نسبتی تقسیم می شود.

بخش عمده ای از آرای ولایتی سمت قالیباف می رود و برای جلیلی کمتر باقی می ماند. حضور اصلاح طلبان در دور دوم با وجود دوقطبی جلیلی-قالیباف بسیار کم می شود. با این حال حداقل حضوری هم اگر داشته باشند به سبد قالیباف ریخته می شود. یعنی درصدی از رای عارف و روحانی به جیب قالیباف می رود و جلیلی طرفی نمی بندد.

ترکیب آرای رضائی قابل تفسیر و برآورد نیست. آرای رضائی و غرضی را هم جز آرای سرگردان حساب می کنیم.
اما آرای سرگردان را چه کسی جمع می کند. برای تحلیل این بخش باید بر دو مولفه تمرکز کرد. سازمان رای و آرای موثر. سازمان رای، مجموعه آرائی است که اگر راس هرم سازمان، به سمت یک نامزد برود کل هرم به همان سمت جابجا می شود. رای موثر نیز آرائی است که گرچه یک رای هستند اما برای جلب آرا از هر اقدامی کوتاهی نمی کند. از توزیع کارت و پوستر تا راه اندازی سایت و وبلاگ تا بحث های خانوادگی و گعده های دوستانه و چانه زنی های خیابانی. به این افراد جان فدای انتخاباتی می گویند.

قدرت جذب آرای سرگردان را باید در این دو ظرفیت دید. قالیباف در رقابت با جلیلی کمتر از این دو متغیر برخوردار است. سازمان رای ندارد. رای موثر یا همان جان فدا ها را هم ندارد. دور از انتظار است که روزی شاهد کارناوال خیابانی حمایت از قالیباف باشیم. اما برای جلیلی محتمل است. هم سازمان رای دارد و هم جان فدا.

از طرفی در دو قطبی قالیباف-جلیلی مشارکت نیز کم می شود . مردم این دو را از یک خانواده می دانند.  هرگونه کسری مشارکت نسبت به دور اول، به ضرر قالیباف است. ایندو با حجم معینی از آرای ثابت به دور دوم کوچ می کنند. با این تفاسیر تحلیل اینکه کدام یک احتمال رای آوری بیشتری دارند خیلی ساده نیست.

فرض سوم؛ دوقطبی بی رمق
فرض سوم این است که جامعتین از علی اکبر ولایتی حمایت کند. وضعیت ولایتی هم بعد از نقد جلیلی در نظر سنجی ها رشد کند و اظهارات "جلیلی شکن" وی باعث اقبال اصلاح طلبان شود. روحانی هم به همان دلایل سابق نتواند به دور دوم راه یابد.

به این ترتیب قالیباف و ولایتی مجدد باید وزن کشی شوند. اما چه اتفاقی می افتد؟
مشارکت در این دور از انتخابات کمتر از بقیه حالات است. مردم رغبتی برای انتخاب یکی از ایندو ندارند و کمتر پای صندوق می آیند. علیه یکدیگر هم حرف بزنند، بازهم دو قطبی شکل نمی گیرد. از طرفی ولایتی و قالیباف مخالفان سرسخت در میان اصولگرایان افراطی و اصلاح طلبان متعصب دارند. این ها نیز نخواهند آمد. با این فرض باید ترکیب آرا را در شرایط مشارکت کم تخمین زد.

در چنین شرایطی آرای جلیلی دو تکه می شود. بدنه آرای جلیلی همراه با ستاد اصلی و حلقه اولیه اش به سمت قالیباف می رود. حامیان پایداری جلیلی، به دلیل کینه سابقه دار از قالیباف به هر کس مقابل وی باشد رای می دهند. در چنین شرایطی به دلیل رفقات محصولی با ولایتی پایداری به سمت ولایتی خواهد رفت. بعید نیست آیت الله مصباح، ولایتی را به حضور پذیرفته و اصلح دیگری را معرفی کند.

آرای حداد سمت قالیباف خواهد رفت. اصلاح طلب ها با دوقطبی قالیباف -ولایتی حضور کمرنگی در دور دوم خواهند داشت.هر ابری هم بارون ندارد و تقسیم رای آنها به سمت هرقطبی رود، موثر نخواهد بود. با این حال طیف نزدیک به هاشمی، ولایتی را ترجیح می دهند.

ترکیب آرای رضائی نیز قابل برآورد نیست.
جمع بندی این است که آرای ثابت قالیباف از دور اول بیشتر است و قدرت جذب آرای سرگردان بیشتری نیز دارد و سرجمع امید بیشتری برای رفتن به پاستور دارد.
با این حال باید توجه داشت که رئیس جمهور در این شرایط با رای پائینی به قدرت می رسد و دولت با بحران مشروعیت در مقابل منتقدانش مواجه است.

فرض چهارم؛ دوقطبی حیثیتی
فرض چهارم دوقطبی روحانی-قالیباف است. این فرض در شرایطی خاص محقق می شود. خبرهای حاکی از آن است که عارف به نفع روحانی کنار می رود. روحانی هم فرض می شود در نظرسنجی ها بعد از مناظره سوم رشد کرده است. احتمال حمایت رسانه های خارجی از روحانی را هم اضافه می کنیم؛ هاشمی و خاتمی هم بیایند و از روحانی حمایت کنند؛ اختلاف اصولگرایان در دور اول و هفته پایانی باعث افشاگری علیه هم شده و اتفاقی شبیه مناظره سوم بیافتد؛ در چنین شرایطی رای ها به سمت روحانی رفته و وی را آماده رفتن به دور دوم کند.

در این دوقطبی مشارکت نسبت به دور اول کاهش نمی یابد و ممکن است افزایش هم داشته باشد. اما چه اتفاقی می افتد؟

احتمال اینکه در دور دوم آرای خاکستری رنگ بگیرد زیاد است. علت هم این است که امید اصلاح طلبان زیاد می شود. این آرا حتما در سبد روحانی خواهد بود. یعنی بخشی از کسانی که دور اول رای ندادند و بخشی از تحریمی های دور دوم پای کار روحانی می ایند.

روحانی رای ثابت خود و عارف را از دور اول دارد. بخشی از رای ولایتی و رضائی را نیز خواهد داشت. البته ترکیب آرای رضائی قابل برآورد نیست. آرای رضائی، هم حلوای اصلاح طلبان است و هم خورشت اصولگرایان.
اما در جبهه قالیباف چه خبر می شود؟ کل آرای جلیلی برای قالیباف نوشته می شود. جریان پایداری به محاق می روند. البته عاقل اند و چنین شرایطی را وقت تسویه آن کهنه حساب نمی دانند. سکوت می کنند.

کل آرای حدادعادل هم برای قالیباف ریخته می شود.بخشی از آرای سنتی ولایتی هم به سمت قالیباف می رود. در چنین شرایطی به دلیل حیثیتی شدن رقابت، قالیباف سازمان رای و رای موثر و جان فدا پیدا می کند.

روحانی باید خیلی تلاش کند تا آرای خاموش را بیدار کند. اگر روحانی موفق به این "تکانه رخوت شکن" در بدنه اصلاح طلب شود قالیباف باید نگران شود. به این ترتیب روحانی هم "خال بالا" دارد و جان فدا پیدا می کند. اما اقبال امروز به روحانی، برای رویاروئی با قالیباف کفایت نمی کند.




:: برچسب‌ها:
ن : حسین صادقی
ت : یکشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٢
نظرات ()
 
تمام حقوق اين وب سايت و مطالب آن متعلق به حسین صادقی مي باشد